تایتل قالب


دیشب مامان گفت میای بریم حسینیه؟! من که حتی لباسای باشگاه و در نیاورده بودم و رو مبل ولو شده بودم و با گوشیم کار میکردمی تو فکر این بودم بازم با حرفای به اصطلاح فلسفی  و مسخره یه بهانه برای خودم بیارم. این شد که شروع کردم : مامان وجدانا حسینیه چه فایده ای داره؟!  اینقدر رفتی چی شد؟؟  حالا خودت هیچی ،بنظرت این جوونا تاثیر میپذیرن؟ 

مامان هم دیگه واقعا از چرت و پرت های من خسته شده بود  چادرشو ورداشت و رفت :| 

داشتم با خودم فکر میکردم قطعا این حرف ها و این فلسفه ها بهانه بود برای نرفتن. و در این که مسلمانیت من مریض و تب داره هم شکی نیست. ولی ای کاش حداقل به قول چند سال پیشم عمل میکردم .چند سال پیش به خودم قول دادم اگر مجلس خوبی بود برم ولی اگر نرفتم تو شهادت یا ولادت هر امام معصوم یکم درمورد زندگی هاشون و یا حداقل یک جمله از احادیث شون رو بخونم. دیشب به طور اتفاقی با حدیث خیلی زیبایی از امام صادق آشنا شدم که حیف ام اومد براتون نگم.

شخصی خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: آقا فلانی خیلی نماز می خواند و خیلی روزه می گیرد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند : لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ "نگاه نکنید که رکوع و سجود طولانی دارد" فَإِنَّ ذَلِکَ شَیْ‏ءٌ اعْتَادَهُ "چه بسا عادت کرده که رکوع و سجود کند و قرائت قرآنش خوب باشد"
 اینها دلیل نمی شود دو اصل را باید مبنا قرار بدهیم : وَلکِنِ انظُروا إِلى صِدقِ حَدیثِه وَأَداءِ امانَته (اصول کافی جلد دوم )
این دو  اصل را شما میزان قرار بدهید: 
یک : در گفتار صادق باشد
دوم : امانت دار باشد. 


۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۷ ۰ ۲۰

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">