تایتل قالب


این خیلی حقیرانه است که با فکر داشتن توپ و زدنش به در و دیوار خونه ذوق و شادی تمام وجودمو فرا بگیره؟! 


این سوالی بود که بعد از پرسیدنش از خودم، بغضم گرفت و گریه کردم.

 اما چطور میتونم فراموش کنم که از ده سال پیش تا حالا تنها چیزی که تضمینی تلخی هامو از بین میبرده ضربه زدن به توپ بوده. چطور میتونم انکار کنم وقتی توپ به طاق دروازه میخوره منوبه یه بهشتِ خود ساخته میبره و وقتی تو بازی با فاصله کمی از کنار دروازه بیرون میره، منو پرت میکنه ته یه جهنمِ احمقانه؟!  

واقعیت اینه، اره دقیقا همینه من تو آستانه بیست سالگیم به یه توپ و دو تا پا دل خوشم، که اول برام شادی بیاره دوم بسازه این تاریک و مبهمه آینده رو، حالا هرقدر حقیرانه و احمقانه که میخواد باشه. 



_ یعنی فوتبال بازی کردن چیزیه که برای بقیه عمرت میخوای؟؟  

_ پس کی شروع میکنی دوباره بخونی برای کنکور؟!  اصلا میخوای؟ ! 


این.دوتا سوال مرگ منه، واسه همین نمیتونم بهشون جواب بدم و فقط یه لبخند احمقانه تحویل شون میدم. کاش میدونستن من اون لحظه مردم، و مرده توان تکلم نداره!!!!

۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۸:۴۱ ۱۹