در دست تعمیر ...

The diary of individulist student

در دست تعمیر ...

The diary of individulist student

این روزها وقتی میرم تو فکر و بغضم می‌گیره تا میخواد اشکم بیاد به خودم تشر میزنم که مگه چه مشکلی هست؟؟  هزارتا دلیل میتونم برای گریه و غصه بیارما ولی هزارتا دلیل برای خوشحالی هم هست. من حتی ذره ای به حرف آدمهایی که میگن برای مقایسه به افراد پایین تر از خودم نگاه نمیکنم اهمیت نمیدم. این آدمها میگن که ما خودمونو با پایین تر از خودمون مقایسه نمیکنیم تا بگیم وای چقدر خوشبختیم .ولی دقیقا خودشون با بالاتر از خودشون مقایسه میکنند تا بگند چقدر بدبختن. دقیقا 90 درصد ما مردم همین طوری ایم. حتی تو کوچکترین مسائل. اگه یکی بخواد باهامون درد و دل کنه، دلداری دادن مون به این صورته که به شدت سعی میکنیم خودمونو از اون بدبخت تر نشون بدیم تا حالش بهتر شه. ما همینیم حقیقتا . اگه یکی بگه من یه شبه نخوابیدم میگیم این که چیزی نیست من دو شبه نخوابیدم...

واقعیتش اینه دلیل برای خوشحالی و خوشبختی زیاده. فقط دوتا غصه هست که نه با گریه حل میشه نه دلم به فکر نکردنش راضی. یکی عزیزمون که دوماهه بیکاره بره سرکار تا دیگه شرمنده زن و بچه اش نباشه. یکی هم این اوضاع، خدایا فقط یکم ،یکم معجزه کن. آدمهات که عرضه ی درست کردن چیزی رو ندارند. اگر داشته باشند هم قدرتی ندارند.خدایا توهم قدرت داری هم همه چیز. دلم بهت قرصه. دلم بهت گرمه .خیلی خیلی. 

۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۲۴

یکبار سر یه قضیه وقتی خواستم خودمو توجیح کنم به فاطمه گفتم، ببین ادما پر از تناقض ان. همه ی آدما. فاطمه مخالف بود اما .گفت که چیزی که تو اسمشو میذاری تناقض ،تناقض نیست در واقعه، عدم روراستیه.آدمها نه با خودشون و نه با بقیه روراست نیستن. شاید دلیل اینکه این همه تناقض میبینی هم همین باشه . البته خیلی چیزهای دیگه گفت. چیزهایی که الان وقتی بهش فکر میکنم میبینم واقعا درسته و من چقدر احمقانه قبولش نکردم. 

میخواستم این عدم روراستی و یا به اصطلاح من تناقض رو با ذکر یک مثال از خودمون، مردم خودمون و اوضاع امروز بیان کنم که دیدم هرکسی بهتر میتونه مثال ها و قضایا رو بسط بده، اگه واقعا بخواد.... 

۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۵۲ ۵ نظر
امشب بعد مدتها باهم حرف زدیم. گفت که سه ماهه بارداره...
نامزد کرد، ازدواج کرد، بچه دار شد. و من هیچکدوم و کنارش نبودم. 
امشب لحظه ای به یاد عشق افسانه ای که بهش داشتم افتادم... بغضم گرفت. گاهی نزدیک ترین افراد زندگی مون روزی دور ترین میشن. دوست داشتنی ترین ها، منفور ترین ها و...  
بازی دنیا ست یا ما آدمها؟!  
هیچ‌وقت نفهمیدم چطور میشه اون همه علاقه و احساس به هیچ.تبدیل شن .  شاید من دوست داشتن و زیاد جدی گرفتم ...
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۹

من بارها درمورد فضای مجازی و شبکه های "آشغال" اجتماعی گفتم که چه تحولی در قوه اندیشه و تعقل بشریت، الخصوص هموطنان عزیز مون ایجاد کرده. ان شالله چند روز دیگه یه مطلب خیلی جالب درمورد فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مینویسم (در واقع باز نشر میکنم، چون نوشته ی من نیست). 

فقط چیزی که الان میخواستم بهش اشاره کنم در کنار تمام معایب این ابزار یه حسنی هم برای افرادی که حداقل تاکید میکنم حداقل اندیشه و مطالعه رو دارند ،داره  .اونم اینکه بعضی از مطالبی که با زرنگی بیشتری نوشته و به اشتراک گذاشته شده، ممکنه عقاید و باور های شما رو به چالش بکشه. 

به هرحال فضای مجازی تنها مکانیه که شما همه جور آدم با همه عقایدی خواهید دید. من فکر میکنم این خیلی قشنگ و صد البته مفیده. گرچه میگم اگر انسان ذره ی به مطالب و مسائل فکر کنه و براش وقت بذاره و راجبش بخونه. نه اینکه صرفا مطالب رو در این فضا بخونه و رد شه. حتی اگر قبول هم نکنه اون مطلب روی ضمیر ناخودآگاهش تاثیرش رو گذاشته. 

این یه تجربه ی کاملا شخصی از خودم و چندتا از افراد نزدیکمه. نمیتونم صد در صد به همه تعمیمش بدم اما فکر میکنم در مورد اکثریت صادقه.  و در آخر اینکه ما مسئول هدایت هیچکس نیستیم جز خودمون .هدایت به سوی حقیقت!  


۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۳۲ ۰ نظر

خانم A که توسط آقای B مورد تجاوز قرار گرفته بود ، آقای C که در آن زمان پسری 17 ساله بوده است را مورد تجاوز قرار داده ...

+ من هیچی رو نه باور میکنم نه رد. اما یقین دارم اگر این خبر درست نباشه، خبر های این چنینی درست زیادی وجود داره  .

فقط سوالم اینه بشر عزیز تا کجا ؟! 

۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۱ ۰ نظر
فقط اومدم اینو بگم و برم .
این روزا روزای شادیه دوستان . موقع فراغت تون شبکه ورزش و بزنید، بازی هارو بینید، الخصوص رشته هایی مثه کشتی که واقعا غرور آفرینه. دخترای تیم ملی کبدی هم که کولاک کردن. و جواب سیاسی کاری هارو خوب دادن. 
خدا می‌دونه که چقدر حس و حال خوب میده. 
(البته اگر هنوز چیزی به اسم ایران براتون مهمه)  

+ جمله آخر و بخاطر این نوشتم که الان یه چیز خیلی ناراحت کننده خوندم. از اینکه نوجوون ها و جوون های الان میگن که هیچ حسی نسبت به وطن و متعلقاتش ندارند. انگار تنها میهن پرستان کشور ما، مهاجران ایرانی خارج از کشور اند.... 
ایران بیچاره ی من. 
حاج همت!  گاهی از خودم میپرسم ارزشش و داشت که بری؟؟  
۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۵ ۳ نظر

امروز باز یک حمله انتحاری دیگه تو افغانستان اتفاق افتاد چیزی حدود 50 نفر کشته شدند. من این خبر و تو CNN خوندم. برای من کامنت های مردم خیلی مهم و جالبه. اونقدر تبلیغ کردند که هرچیزی که توش انفجار داشته باشه مربوط به مسلمون ها میشه حتی اگه قربانیش خود مسلمان ها باشند. 

تو سیل کامنت هایی از قبیل،" اینم از دین صلح شون " " باز میگن اسلام دین صلحه " "مسلمون ها واقعا تروریست ان " و... یکی.کامنت گذاشته بود مسلمان ها کشته میشن و بعد از کشته شدن تروریست خونده میشن!!!  

یکی هم هشتگ زده بود پروپاگاندا نیوز! فکر میکنم خطاب به سی سی ان گفت یا شاید فقط همون خبر.

برام جالب بود چون به این نتیجه رسیدم رسانه هایی شبیه CNN حتی اگه به ظاهر مخالف ترامپ و سیاست هاش باشند،هیچوقت طرف ما نیستند، هیچوقتتتت. نه فقط طرف ما بلکه هیچوقت طرف هیچ مخالف دیگه ای شون نیستند، نه چین،  نه روسیه، نه کره شمالی و نه... 


گوربابای همه، اینا دو هفته قبل هم باز یک.انفجار حین نماز جمعه توی افغانستان اتفاق افتاد که 41 نفر فکر میکنم شهید شدند از جمله پزشک مجاهدی که سال ها توی زندان های گوانتانامو شکنجه شده بود و به چمران افغانستان معروف بود. 

همین امروز داشتم با خودم فکر میکردم راجب خیلی چیزها که یهو به خودم گفتم میدونی، مردم افغانستان مظلوم ترین ملتی ان که تا به حال دیدم!  مظلوم ترین. کسانی که نه در کشور خودشون و نه در کشور همسایه ای که هم زبانشون هست هیچ عزت و آرامشی ندارند. هیچ! 

توجه کردید اینقدر این اخبار عادی شده که حتی شوکه هم نمیشیم ؟! 

تو حادثه منچستر اگر اشتباه نکنم 40 نفر کشته شدند و افغانستان ،یمن و امثالهم هر هفته و هر روز 40 تا 40 تا کشته میدن، (من نمیخوام به مرگ آدمها کمی نگاه کنم) ولی بنظرتون چی میشد اگر مردم افغانستان هم بلوند بودند با چشمای آبی؟ ! یا حتی خاک کشور شون کمی اون طرف تر بود؟!  

چندتا آهنگ بهشون تقدیم میشد؟! چندتا فیلم راجبشون ساخته میشه؟! 

گناه اونا تو 11 سپامتبر چی بود؟!  چرا تقاص گناه نکرده رو دادن ؟! هرچند کاری که با مردم افغانستان شد چیزی خیلی بیشتر از یک تقاص بود. 

خدا همه اینارو میبینه، شک نکن !  

۲۵ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۶ ۰ نظر

تو یوتیوب چیزای خیلی جذاب، جالب، دلگرم کننده، ناامید کننده، ناراحت کننده و خلاصه همه نوع فیلمی پیدا میشه.

من به بعضی مسائل یکم زیادی فکر میکنم مثلا همین الان که چندتا فیلم درمورد مسلمانان و دلسوزی مردم نسبت به همدیگه میدیدم، نیم ساعت داشتم فکر میکردم تا تحلیلش کنم و اینجا بنویسمش، که به خودم گفتم هی داری چیکار میکنی؟!  برداشت ها متفاوته، هرکسی تحلیل خودشو داره و اینکه اصلا نیازی نیست این فیلم و تحلیل کنی چون در نهایت هرکسی چیزی رو که میخواد ازش برمیداره. پس ببین و رد شو . فقط برای خودت. 


+ چندتا دوربین مخفی بود. یکی،از اونا مردی رو نشون میداد که تو مکان های مختلف روسری یک دختر محجبه رو بیرون میاره و بهش توهین میکنه (تروریست)  مردم بهش ری اکشن نشون میدن و بعضی ها با مرده برخورد فیزیکی میکنند. دلگرم کننده بود اما من دارم فکر میکنم احتمالا بخاطر زن بودنش ازش حمایت کردند .شاید البته شاید. چون تو فیلم دیگه مرد پاکستانی رو نشون داد که لباس مخصوص خودشونو پوشیده بود و مرده باز شروع کرد به توهین کردن حتی شدید تر از توهین های قبلی. هلش میداد و تروریست خطابش میکرد. اما متاسفانه" هیچکس" توجه ای نمیکرد. مرده میگفت این انتخاب منه. من چه فرقی با تو دارم جز این لباس؟! 


کامنت ها هم واقعا جالبه. واقعا. هرکسی نظری میده بعضی ها توهین میکنند بعضی ها فحش میدن بعضی ها ابراز ناراحتی و...  خلاصه که در عجب خلقت این بشرم... 

۲۴ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۷ ۰ نظر

Everybody's gon' die

همه قراره بمیرن

Don't everybody live though

ولی همه زندگی نمیکنند

Sometimes I look up to the sky

گاهی اوقات به آسمون نگاه میکنم

And wonder do you see us down here

و در عجبم که آیا تو مارو این پایین میبینی؟

Listen, yeah everybody wants change

گوش کن، همه به دنبال تغییر هستند

Don't nobody wanna change though

کسی نمیخواد خودشو عوض کنه

Don't nobody wanna pray

کسی نمیخواد عبادت کنه

Till they got something to pray for

تا وقتی که چیزی بخواد که براش دعا کنه

It's easy to blame God but harder to fix things

آسونه که خدارو سرزنش کنی ولی چیزی که سخته درست کردن چیزاست

We look in the sky like, "Why ain't you listening"

ما به طرف آسمون نگاه میکنیم و میگیم،" چرا گوش نمیدی؟"

Watching the news in our living rooms on the big screens

توی اتاق های نشیمنمون توی صفحه‌های بزرگ اخبار رو تماشا میکنیم

And talking 'bout "If God's really real, then where is he

و ازین حرف میزنیم که "اگه خدا واقعا حقیقت داره، پس کجاست؟" 

You see the same God that you saying might not even exist

تو همون خدایی رو میبینی که میگی احتمالا وجودم نداره

Becomes real to us, but only when we dying in bed

برامون حقیقی میشه، اما تنها زمانی که داریم توی رختخواب میمیریم

When ya healthy it's like, we don't really care for him then

وقتی سالمی انگار اصلا بهش اهمیت نمیدیم و با خودمون میگیم

Leave me alone God, I'll call you when I need you again

ولم کن خدا، وقتی دوباره بهت نیاز داشتم خبرت میکنم

Which is funny, everyone will sleep in the pews

خنده‌داره، همه روی نیمکت کلیسا خابشون میبره

Then blame God for our problems like he sleeping on you

بعد خدا رو به خاطر مشکلاتمون مقصر میدونند انگار داره در مورد شما فکر میکنه

We turn our backs on him, what do you expect him to do

ما بهش پشت کردیم، ازش انتظار داری چه کاری انجام بده؟

It's hard to answer prayers when nobody's praying to you

لابد مشکله که به درخواست ها جواب بدی وقتی کسی ازت درخواستی نمیکنه

I look around at this world we walk on

من اطراف دنیایی که روش قدم میزنیم نگاه میکنم

 Don't ever tell me there's no God

 هیچ وقت بهم نگو که خدایی نیست

And if there isn't then what are we here for

و اگه نیست پس ما برای چی اینجاییم؟

And what are y'all doing down there? I don't know Lord

و همه‌ی شما این پایین چیکار میکنید؟ من که نمیدونم خدا


 NFREALMUSIC

۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۶ ۰ نظر

تا اینجا گفته ام و مثال آورده ام که علم حتی در بالاترین سطوح، گاهی اشتباه میکند .این طور نیست که همیشه از اشتباه خود با خبر باشد و البته گاهی هم عقب گرد های فاجعه بار دارد. هر کدام از این ها میتواند پدر نظام فکری را در بیاورد. مگر کمونیسم چطور کله پا شد؟!  اما علم با این همه نشتی ها همچنان مدعی و قلدر سرجایش مانده است. (اما شاید شما اینطور فکر میکنید و جاهای دیگر از این خبر ها نباشد، فعلا سربسته بگویم اگر علم در ایران از بعضی جاها عقب تر است، توجهات نظری به علم و البته نگاه های انتقادی به آن خیلی عقب تر از باقی دنیاست، فعلا بگذریم )، اما جدای از ماجراهای دراماتیک داخل علم، عواقب آن هم گاهی فاجعه بار بوده است. خیلی ساده نمیتوان یک چیز را از عواقب خودش مبرا کرد. تصور کنید که تمام حجت ما برای بر خطا بودن داعش ،نتایج عملی باور های آنان است،  یعنی اگر داعشی ها در فکر و نظر متوقف بودند و کاری به کسی نداشتند ماهم کاری با آنان نداشتیم. اما وقتی متاثر از اعتقاداتی به جان مردمان بی گناه می افتند ما فورا از نتایج عملی،  بطلان آن عقاید را نتیجه گیری میکنیم. حالا اگر بگویم علم هرقدر شیک و تمیز، لیکن نتایجی فاجعه آمیز در پی داشته است چرا نمیتوان علم را مانند داعش قضاوت کرد؟!  بمباران اتمی هیروشیما ،فاجعه چرنوبیل و فاجعه فوکوشیما فقط از یک شاخه خاص و محدود در فیزیک سر برآورده اند. همین احتمال را در زیست شناسی، شیمی ،کشاورزی، پزشکی و خیلی چیزهای دیگر در نظر داشته باشید. برای درستی علم که تضمینی نداشتیم، حالا نور اعلی نور شد. انگار برای پیش بینی عواقب آن هم دست مان خالی است و این خیلی خیلی ترسناک است. مولانا فایمن  که خیلی چیزها را بیشتر ،بهتر و زودتر از دیگران میدانست، چرا نتوانست عواقب همکاری اش را در پروژه منهتن پیش بینی کند ؟! 

وقتی نابغه ترین دانشمندان تاریخ نمیتوانند برآورد کنند که کارهای نظری شان ممکن است بمبی شود بر سر مردم هیروشیما، از باقی چه انتظاری دارید؟!  نمونه های این چنینی در تاریخ علم زیاد است .حتما در فیلم های علمی تخیلی تر این سناریو آخرالزمانی ها دیده اید .تا غالب آثار فناوری ستیز ،نتایج فاجعه بار علم به نوعی بزرگ نمایی میشود. رایانه ها یا ربات هایی که علیه انسان شورش میکنند. و سامانه های هوش مصنوعی که خالقان خود را دور میزنند. اگر علم حتی نمیتواند از عواقب خودش مصونیت بدهد پس چرا اینقدر روی آن حساب میکنیم؟! یک عمر به مردم داروها و غذاهایی بدهی که با علم تولید و بهینه شده اند بعد بمبی بیندازی روی سرشان که نتیجه همان علم است  .آقا اصلا نخواستیم. 

شاکی نشوید. فقط میخواستم بگوید در نسبت علم ودرستی باید تجدید نظر کنیم و از بسیاری باور های خام دست بکشیم .این هرگز به معنای ضعف یا خللی در علم نیست. اتفاقا طبیعت علم یا هر دستاورد دیگر بشر است. 


پ. ن : همون طور که قبلا گفتم این مطلب ترجمه شده از مقاله ای از نشریه گاردینه که دانشنامه ی دانشمند، اونو ترجمه و چاپ کرده ،اگر اشتباه نکنم مترجم یا سردبیر ابتدای مطلب مقدمه ای نوشته که واقعا جالبه.

"مثل اینکه دو سال پیش یکی از اساتید فلسفه علم در یک سخنرانی گزارشی ارائه کرده بود که داعشیان اروپایی آمریکایی جملگی مهندس و طبیعی دان هستند و از جماعت علوم انسانی کسی به این جماعت وحشی روی خوش نشون نمیده. گزارش مدعی بود که دانش آموختگان تجربی و مهندسی تصوری خاص از حقیقت دارند که با عصبیت و تندروی جور در می آید. و اگر من و شماهم گوش هایمان را بگیریم بر باورهای خودمان متعصبانه پافشاری کنیم و راه گفت و گو را ببندیم فرق چندانی با داعشی ها نداریم"



خودمم یه سری حرف داشتم ولی دیگه جاش نیست و به نظرم مطلب جای حرفی باقی نمیذاره ....

بخش اول و دوم رو اینجا و اینجا بخونید .

۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۱ ۲ نظر